-
الحزن هو والدنا
چهارشنبه 27 دی 1402 03:13
غم تمام سهم من گردید از تو اى زخم دیرینه، اى دنیا با طنابى که دور حلقم بود جان ستاندى و نمرده ام اما من نمردم این حال خوبى نیست در سرت نقشه ها فراوان است من شنیدم از گفتگوى ده خنجر یوسف اندر قعر چاه ارزان است کینه از سقفِ چاه آویخته بغضهایى ناشکیب و بحران زا قلبهایى مریض و خشکیده ربنا آتنا... ابر باران زا
-
پناه میبرم به تنهایی
دوشنبه 18 دی 1402 03:28
الحزن ممتع و أنا… ألجأ وحدی و ما هو أکثر حزنا من الوحدة؟ اندوه لذتبخش است و من… پناه میبرم به تنهایی و چه چیز اندوهناکتر از تنهایی است؟
-
رفتهام از یاد
شنبه 25 شهریور 1402 14:30
در خیالات خودم میگردم اما نیستی نیمه شب می آیی و تا صبح فردا نیستی یک زمانی مونسم بودی نمیدانم چرا فکر رفتن میکنی اهل مدارا نیستی ضجه ها را ریختم دیشب کنار پنجره آمدی دیدی ولی فکر تسلا نیستی واژه واژه شعر می بافم در این شهر فریب یخ زده آغوش ِ تو لای غزل ها نیستی عطر تومی پیچد اما باز حاشا میکنی کاش می دانستم از اول...
-
اشکالی نداره
جمعه 24 شهریور 1402 10:56
ما هم خدایی داریم…
-
نور؛ تاریکی؛ نور؛ تاریکی؛ نور…
چهارشنبه 22 شهریور 1402 00:30
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی... تکلیفِ رنگ موهات در چشم هام روشن نبود تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم تکلیفِ شمع های روی میز روشن نبود من و تو بارها زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم و حالا زمان داشت از ما...
-
هورآسا…
جمعه 10 شهریور 1402 17:52
قسم میخورم تو این ۱۳ سال رفاقت، حتی یک لحظه نامهربونی ازت ندیدم و شهادت میدم تو بی آزارترین موجود روی زمین بودی! بارون چشام بند نمیاد؛ بخدا دست خودم نیست چرا هرکی که خوبه، زود میره؟؟ چرا تنهام گذاشتی رفیق؟؟؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 اردیبهشت 1402 12:24
در حسرتِ دریایی و میبینمت ای رود! آن روز که چون موج ز دریا بگریزی . . .
-
برای تو
پنجشنبه 10 فروردین 1402 14:43
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی... تکلیفِ رنگ موهات در چشم هام روشن نبود تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم تکلیفِ شمع های روی میز روشن نبود من و تو بارها زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم و حالا زمان داشت از ما...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 اسفند 1401 00:27
اندوه سی سالگی دوچرخه پیتونِ گوشه انباری است که بغضش را هرقدر هم که بزرگ باشد قورت می دهد ! و حسرت زانوهای دوچرخه ای است که درد می کند ! " ل ع ن ت "
-
و نُرید أن نمنّ علی المعشوق...
جمعه 19 اسفند 1401 04:58
-
همهات عشق خوانند و من…
پنجشنبه 11 اسفند 1401 15:48
شما میگید عشق من بهش میگم حس لعنتی اگرچه حس لعنتی واقعا هم با عشق(همونیکه همه به نوعی تجربهش کردن) فرق داره اما میخوام یه چیز دیگه بگم. آدما با نگاه عاشق میشن. غیر از اینه؟ حالا هستن کسایی که مثلا شیفتهی رفتار، شخصیت، دانش یا حتی هنر طرف میشن و یهو میبینن راستیراستی عاشق شدن! اما عموماً «زیبایی» دلیل پیدایش...
-
دارمت یا ندارمت؟
چهارشنبه 10 اسفند 1401 00:21
دارمت یا ندارمت؟! سخت است با دلی تکهپاره گریه کنم یا بمان یا برو... نمیخواهم بعد از این نیمهکاره گریه کنم نگرانم برای بال و پرت زخمهای تنم فدای سرت تو برو با خیال راحت تا با تنی پارهپاره گریه کنم "مرگ ما را جدا نخواهد کرد" نکند مرده ای... زبانم لال زنده شو من دلم نمیخواهد روی این سنگواره گریه کنم دوستم...
-
گریه
سهشنبه 2 اسفند 1401 22:33
گریه نمی دهد امان…
-
مستی
پنجشنبه 6 بهمن 1401 06:12
تا نیمه چرا ای دوست؟ لاجرعه مرا سرکش من فلسفه ای دارم یا خالی و یا لبریز…
-
انتظار
دوشنبه 21 آذر 1401 22:12
مژگان به هم بزن، که بپاشی جهان من کوبی زمینِ من به سر آسمان من…! درمان نخواستم ز تو، من درد خواستم! یک درد ماندگار: بلایت به جان من می سوزم از تبی که دماسنج عشق را از هُرمِ خود، گداخته زیر زبان من تشخیص درد من، به«دلِ خود»حواله کن… آه ای طبیبِ درد فروش جوان من! «نبضِ مرا بگیر و ببر نام خویش را تا خون بدل به باده شود...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 آبان 1401 01:18
۱۳ روز از آبان هم گذشت… خب که چی؟
-
خواب خوش
پنجشنبه 12 آبان 1401 11:25
خواب دیدم تنها میاد خونه مون… خیلی وقته بیدار شدم اما هنوزم حسش خوبه کاش لااقل خوابش رو ببینم هرشب
-
دیگه عادیه
پنجشنبه 21 مهر 1401 03:13
از زمانی که یادم میاد غمگین بودم! روز، شب، نصفه شب، بی دلیل، با دلیل توی خودم بودم حتی اگه بین همه بودم اولش خیلی سخت بود عذاب می کشیدم، داغون می شدم، پوستم کنده می شد اما… اما کم کم عادت کردم به غمگین بودن؛ به انزوا؛ به متفاوت بودن و کم کم باورم شد که انسان از خاک، جن از آتش و من از غم آفریده شدم اونقدر این حس توی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 مهر 1401 03:11
توی زندگیم به هرچیزی که دلم خوش نبود، لااقل برای نفس کشیدن در هوای پاییز ذوق داشتم
-
نیکی
سهشنبه 12 مهر 1401 00:59
بعضی آدم ها نمی تونن بد باشن بعضیا یک لحظه هم آدم نمیشن! ذات عوض نمیشه پ.ن: اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است…
-
پادشاه فصل ها… پاییز
جمعه 1 مهر 1401 03:19
سلام پاییز https://s6.uupload.ir/filelink/sicBgVJemtVp_0e421e6b90/1ade0072-a290-4e64-adce-98076ab62416_ozzf.webp
-
عدالت
سهشنبه 4 مرداد 1401 10:04
+ درسته که میگن هر کسی تو آسمون یه ستاره داره؟ - آره؛ فقط چیزایی که نمیتونه متعلق به کسی باشه رو عادلانه قسمت میکنن!
-
بیماااااااار
شنبه 28 خرداد 1401 17:04
مگه کرونا تموم نشد؟؟؟ ای خداااااااا
-
ولادت با سعادت
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:01
-
خاک سرد…
جمعه 8 بهمن 1400 00:38
-
پاک
پنجشنبه 9 دی 1400 22:54
پسری که در اوج خواستن، نخواست و ۶ ماه اون گناه رو مرتکب نشد آیا اون دنیا ۱۸۰ روز بهش اجازه میدن که …؟ «و أنَا أبحَثُ عنِّی؛ وَجَدْتُکَ...» هنگامی که پیِ خودم بودم تــو را یافتم...
-
Dream
پنجشنبه 11 آذر 1400 00:59
I wish I were an angel I wish I were you …
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1400 19:44
-
سکته
شنبه 25 اردیبهشت 1400 14:52
از بچگی فکر میکردم شهید میشم! تا همین اواخر هم؛ اما انگار باید بپذیرم که دلیل مرگ من سکته قلبی خواهد بود... ---> مراقب قلب هاتون باشید حیفه آدم از سکته بمیره
-
تب
سهشنبه 3 فروردین 1400 13:38
تب؛ جهنم؛ سرم و آمپول و قرصهای بی فایده... پ.ن: کاش می شد قبل مردن، یه بار دیگه بو میکشیدمش...