ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آنسوی کویر، کرکسی ها
با نیت آشیانه رفتند
آنان که عیار ِ یار بودند
از پشت مرا نشانه رفتند
وقتی قلم اهل سود باشد
بر خاج و صلیب مانده شعر است
چشمی به وفات واژه تر نیست
چیزی که غریب مانده شعر است
دور و بر صفحه حلقه بستید
تا شعر شدم قلم شکستید
پرواز شدم قفس کشیدید
تا حرف زدم به فحش بستید
از حنجره های بغض خورده
آواز شدم گلو گرفتید
صد بار به جمله باز گشتم
رو کردم و باز رو گرفتید
بر عهد عتیق خویش هستم
هر چند دلم هزار چاک است
مادر عطشی رکیک دارم
اما دهنم هنوز پاک است